تو شركتمون يه فرزكار مسن داريم كه كودك درونش هنوز خيلي فعاله. بعضي وقتا وقتي همه سرشون به كار خودشون گرمه يه چكش بزرگ برميداره ميكوبه رو ميز فلزي وسط كارگاه. با صداي چكش همه دو متر ميپرن هوا و وقتي برميگردن قيافه شيطنت آميز اين فرزكارمون رو ميبينن كه ميگه "مردم آزاري چه كيفي ميده!"

از اين دست كارا كم نداره. عشقش اينه كه بزنه كار يه نفر رو از روي شيطنت خراب كنه و بعد وايسه بگه "مردم آزاري چه كيفي ميده."

با همه اين چيزايي كه گفتم آدم بي غل و غش و باحاليه.

يه روز كه تو كارگاه مشغول كار بودم و قبلش درباره رفتن من به كانادا بحث شده بود، اومد گفت "بذار يه كم مردم آزاري كنم؛ مهندس دل كندن خيلي سخته ها! اونجا ميري كم مياري!"

گفتم آره. مهاجرت يه جورايي مثل مردنه. بايد از همه چيزت دل بكني. از بهترين دوستات. از خانواده ات. از محله اي كه توش بزرگ شدي. از همه جاهايي كه ازشون خاطره داري. از زبوني كه سي سال باهاش صحبت كردي

يه خورده نگام كرد. بعد با حالت پشيموني از حرفي كه واسه مردم آزاري زده بود گفت البته مهندس مثل مرگ نيست. مثل تولده!

اولش احساس كردم فقط يه چيزي گفت كه حرف قبليش رو جبران كرده باشه. اما يه خورده كه به حرفش فكر كردم ديدم جمله حكيمانه اي گفته!

مهاجرت و ورود به يه كشور جديد با شرايط جديد، از طرفي هم مثل تولده. تولد براي همه ما با سختي و فشار همراه بوده. گواهش اون صداي گريه نوزاد. 

بعد از تولد، همه ما كنجكاوانه، مشتاق شناخت دنياي جديد هستيم. با همه خوبيها و بديهاش. خوشي ها و ناخوشي هاش.

بعد شروع ميكنيم به ارتباط برقرار كردن. تجربه كردن. موفق شدن و شكست خوردن و يادگرفتن.

هيچ شكستي اشتياق كشف ناشناخته ها و انطباق با دنياي جديد رو از ما نميگيره. به نظر من عامل رشد و موفقيت هاي ما هم همين اشتياقه.

مطمئنا ورود به هر كشور جديدي از جمله كانادا سختيهاي زيادي براي ما به همراه خواهد داشت. زندگي در كانادا براي ما شامل موفقيتها و شكستهايي خواهد بود. اما من فكر ميكنم راز رشد در يه كشور جديد مثل كانادا باز، همون محرك هميشگيه. اشتياق. اشتياق براي تجربه دنيايي جديد با همه خوبيها و بديها ، موفقيتها و شكست هاش. اشتياق براي تجربه كردن و ياد گرفتن. اشتياق براي زندگي كردن به شكلي غير از اون چيزي كه تا امروز زندگي كرديم. 

مردن مرام ما نيست

عمر دوباره بايد

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 فروردین1391ساعت 20:10  توسط پرنده مهاجر  | 

ديگه داشتم از اين بلاتكليفي كلافه ميشدم. كل عيد رو به اين فكر كردم كه با اين بلاتكليفي چه تصميمي واسه ماههاي آينده بگيرم. روز دوازدهم فروردين بود كه وبلاگ آقاي علي مختاري وكيل شركت كنپارس رو چك كردم. اين مطلب خيلي خبر خوب و اميدوار كننده اي بود درباره اين كه چندتا پاس ريكوئست از ورشو داشتن. با بي صبري منتظر موندم تا سيزده به در هم بگذره و كي اي پي باز بشه. از صبح كه شركت بودم همش منتظر بودم ساعت ده و نيم بگذره. چون كي اي پي معمولا خبرهاي اينجوري رو بعد از ده و نيم ميده. تا دوازده منتظر بودم اما خبري نشد. خودم با نااميدي به كي اي پي زنگ زدم. خانوم يوسفي گوشي رو كه برداشت گفت خبري بهتون رسيده يا همينجوري زنگ زدين؟

بله. بالاخره منم پاس ريكوئست شدم. ايميلش بيست و نه مارچ اومده بوده. يعني سه چهار روز قبل از تماس من. خيلي شاكي شدم از اينكه كسي بهم خبر نداده بود. بايد پاسپورتم و دو تا عكس به همراه گواهي مالي رو ميبردم كه بفرستن بره. دوازده هزار دلار برداشتم و بردم تو حساب پارسيان گذاشتم. فرداش بهم يه گواهي تمكن دادن. يه چيزي كه تو بانك پارسيان خيلي ناراحت كننده بود اين بود كه من از ده ماه پيش تا چهار ماه پيش يه حساب بلند مدت باز كرده بودم با دوازده هزار تا موجودي. اما چون چهارماه پيش پول رو برداشته بودم، بانك حاضر نبود به من گواهي در مورد اون مدت بده. يعني اگر كانادا از من ريز حساب خواسته بود، الان نميتونستم به اون حساب بلندمدتم استناد كنم. اما خوشبختانه كانادا اين رو ازم نخواسته بود. اميدوارم دوباره نامه نزنن كه اونم بفرست.

سر عكس هم دو سه بار رفتم عكاسي. هر دفعه كه عكس رو ميبردم كي اي پي يه ايرادي داشت. ديگه حسابي كلافه شده بودم. آخرش يه عكس كرواتي انداختم و فرستادم.

خلاصه پريروز مدارك رو فرستادم. خود كانادا گفته دوماه تا اومدن ويزا طول ميكشه ولي كي اي پي ميگه ما تو يك ماه و نيم هم ويزا گرفتيم. 

تا اينجا كه گيم آور نشدم. اميدوارم زودتر ويزام بياد كه ديگه استرس اين مرحله تموم شه و بريم مرحله بعدي براي كشتن غول! :)

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1391ساعت 20:15  توسط پرنده مهاجر  | 

با يكي از دوستام كه تو مونتراله صحبت ميكردم. ميگفت يكي از بچه هايي كه از ايران اومده بود اينجا تعريف ميكرد كه شيش ماه اول خيلي براش سخت بوده. خيلي كم آورده. گفتم اميدوارم براي من اين مدت كمتر طول بكشه.

گفت اون خيلي بچه مايه دار و مغرور و متوقع بود. حاضر نبود هر كاري رو قبول كنه. فكر ميكرد هنوز تو ايرانه. اما خودش گفته بود كه كانادا آدمم كرد.

گفتم پس بايد گفت كانادا كارخانه آدم سازي است!

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 فروردین1391ساعت 8:56  توسط پرنده مهاجر  | 

ميگن يكي از مشكلات بزرگ مهاجرت، غربتشه. ولي فكر نكنم با اين دولتي كه كانادا داره مااصلا احساس غربت كنيم. دولت كانادا گويا از سيستم دولتي ما براي كارهاش الگو برداري كرده.

همين امروز تو سايت ايرانتو خوندم كه دولت كانادا پرونده كسانيكه قبل از سال 2008 از طريق نيروي متخصص درخواست اقامت كردن رو به خاطر كم كردن كسر بودجه و كم كردن صف پرونده ها لغو كرده. يعني سيصد هزار نفر زندگيشون ميره رو هوا. سيصد هزار نفر كه از پنج سال پيش منتظر اومدن ويزاشون هستن الان ديگه انگار نه انگار.

واقعا آخه اين چه تصميميه؟ مگه زندگي مردم بازيچه است كه يه شبه بخواي كن فيكونش كني. اين جناب جيسن كني نه تنها غرامتي بابت اين پنج سال انتظار و آلاخون والاخوني به اين بيچاره ها نداده بلكه حتي يه عذرخواهي ساده هم ازشون نكرده. انگار اصلا ارزش عذرخواهي هم نداشتن.

ماشالا دسته گلهاي اين جيسن خان كم كه نيست. تو وبلاگ محمدعلي مختاري وكيل مهاجرت به كانادا اين مطلب رو خوندم درباره اينكه فاصله مديكال تا ويزا كه قبلا دو ماه بوده الان بيشتر از پنج ماه شده و ممكنه همينجوري زيادتر هم بشه. مثلا من كه چهار ماه و نيم پيش مديكالم رو فرستادم، با خودم گفتم خب تا عيد حتما ويزام مياد ديگه. منم آخر ارديبهشت كه هوا گرم بشه ميرم كانادا.كارام رو هم طبق اين برنامه، بالاو پايين كردم ولي الان اصلا معلوم نيست چند ماه ديگه بايد منتظر بمونم. يكي نيست از اين جيسن بپرسه به روح اعتقاد داري يا نه؟

ولي به هر حال، هنوز هم فكر ميكنم كانادا از ايران بهتر باشه :)

+ نوشته شده در  جمعه 11 فروردین1391ساعت 10:54  توسط پرنده مهاجر  | 

تا امروز فكر ميكردم سرماي ادمونتون يه چيزي در حد مونترال باشه اما امروز فهميدم قضيه خيلي فراتر از اين حرفاست.

امروز وقتي سايت آب و هواي ياهو رو چك كردم دماي تورنتو 20 درجه بالاي صفر، دماي مونترال 19 درجه بالاي صفر و دماي ادمونتون 1 درجه زير صفر بود. 

با اين حساب فكر كنم ادمونتون ديگه ركورد سرما تو كانادا رو شكونده باشه هرچند اين مقدار گرماي مونترال و تورنتو در اين موقع از سال طبيعي نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 فروردین1391ساعت 19:18  توسط پرنده مهاجر  |